تبليغاتX
دست نوشته
86/12/29

از روزهای نخست فروردین زیاد شنیده ایم !!!

نوروز یاد آزادگی هاست ...

    یاد جمشید

           یاد مصدق

  یاد همه ی آزادی خواهان!

شعار و تلقین های  امید دهنده

حرف های  بیهوده زدن 

آرزوهای تو خالی برای هم کردن!

سال نو هم روزهاش همان روزهای امسال است با این اختلاف که ماه اول سعی می کنیم متفاوت نشون بدیم  اما تا آخر سال که نمیتونیم خودمون رو گول بزنیم.

باز هم چند سوال احمقانه!

اندوخته ی امسال چه بود:  افزایش حساب بانکی؟ماشین ؟ فرش؟ یادگاری ولنتاین؟یا کتاب؟

هیچ نمی گویم٫ به قول...    سکوت سرشار از سخنان ناگفته است

آخرین دست نوشته های ۸۶ را فقط تایپ می کنم فقط همین.

آدمهای اطراف یخ زده اند

لیوان نسکافه کنار دفتر دست نوشته ام

روزهای برفی زمستان را گوشزد می کند

شاید اینروزها سردتر از برف دی ماه باشد.

لیوان نسکافه در دست!

شعر های شاملو هم زخم را تازه تر می  کند

و

مثنوی هم فقر را توجیه!

پاییز

      زمستان

                  من

تمام می شویم

و از ما جز چند تقویم خاک خورده

و چند دست نوشته باقی نخواهد ماند.

آه!آسفالت های شب بارانی

کوچه های خلوت دلتنگی

کجایید؟

فریادتان میزنم. 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:13 PM  توسط پارسا  | 

86/11/18

دلتنگی ها ی آدمی را باد ترانه ای می خواند

رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده میگیرد

و هر دانه برفی به اشکی نریخته میماند

سکوت سر شار از سخنان نا گفته است از حرکات نا کرده

اعتراف به عشق های نهان و شگفتیهای بر زبان نیامده

در این سکوت حقیقت ما نهفته است

حقیقت تو و من

 

 به راستی سکوت چاره ساز است و را ه درمان برای زمانی که حرف از توانایی بیان حالت شخص درمانده می شود٬ پس فکرمی کنم دور بودن چند ماه اخیر رو از وبلاگ توجیه کرده باشم!

دغدغه های اجتماعی زیاده  از جمله ۲۲ بهمن ۵۷!

دستاوردهای انقلاب ۵۷ براثر عاملان حکومتی به این روز رسیده که برای به مخاطره نیافتادن رسمیت حکومت ٬دست به رد صلاحیت های فله ای بزنند!

همه ی  ما عاملان ٬تاثیر گذاران بر وضع موجود را می شناسیم! اما چقدر حاضر شدیم به این مسئله فکر کنیم چه برسد به این که بخواهیم جمع بندی فکری با دوستان همفکر داشته باشیم.

در زمانی که هوش و حواس ما  سرگرم دغدغه های شخصی از جمله مادیات و... باشد  حاصل جز این نمی شود.

بر میگردیم به سال ۵۷ و تثبیت این حاکمیت توسط آرای مردم سراسر احساساتی ۵۸ و استفاده ابزاری از دین توسط حاکمان ٬به گذشته نگاه کردیم؟ به خودمون ؟ پدرو مادرامون!آیا راهی که ما پیش گرفتیم به تکرار سرنوشت آنها خطم نمیشود ؟آیا به خاطر کارهای امروز ما فرزندان در آینده  نفرینمان نمی کنند؟

چگونه نسل امروز من از وضع موجوناراضیست ؟ و بیشتر کسانی که کمی اهل تفکر هستند منتقد این حکومت  و تورم موجود که ناشی از سیاست گذاری های غلط است ٬می شوند. از افراد مسن تا نوجوانان همه یا از گرانی ٬کم اهمیتی مسوولان به جوانان٬اهل تفکر به محدودیت ها ی قلم٬آزادی بیان٬ و...

دو کلوم حرف حساب

بهتر نیست بیایم به خودمون این اجازه رو بدهیم که کمی به گذشته نزدیک تر شویم و سعی کنیم از نظر ذهنی و شخصیتی بهتر از پدرانمون باشیم؟ تنها راه نجات یک جامعه از خواب غفلت!!!

 

 **مژده** تصمیم گرفتم دست نوشته های شخصیمو ازین پس هر کدام که فراخور پست ثبت شده هست  انتخاب و در وبلاگ به بازدید شما در بیارم **مژده**

 

یکی از دست نوشته ها :

 

پژواک لبهای بسته ام را می شنوی؟

                        خسته همچو پدر بزرگ ها

    لرزان به سان وحشت دیدار مرده ی تخت ابونصر

 گویی برخاستن جماعتی ست از خواب غفلت

 تجاوزی ست

               به

                    حریم من!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 5:31 AM  توسط پارسا  | 





Powered by WebGozar